جمعه ۱ اوت ۲۰۰۸

دندون و دلشوره

چند روز پيش بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه اگه نميخوام دندونمو براي هميشه از دست بدم بهتره هرچه زودتر برم پيش دندون پزشك تا فكري به حالش بكنه يا به قول شهر قصه ازش دسته چپق درست كنه!!نمي دونم اين صندلي لعنتي دندون پزشكي چه خاصيتي داره كه تا روش ميشيني و خصوصا وقتي دكتر تا حد امكان صندلي رو مي خوابونه قلبت مي خواد از حلقت بزنه بيرون!دكتر دندونو ديد و صداي آه و اوه و اعتراضش بيشتر دل منو خالي كرد.اين وسط دلش نيومد كه يه شيطوني هم نكنه و نگه:خانم شما كه لب و دهن به اين قشنگي داري حيف نيست به دندونات رسيدگي نكني؟؟ولي خانم اينقدر از بلايي كه قرار بود به سرش بياد وحشت زده بود كه اصلا از اين حرف خوش به حالش نشد و قند توي دلش آب نكردن!دكتر كه مي خواست دندونمو بي حس كنه سؤال كرد كه آيا تپش قلب دارم يا نه و من كه گاهي وقتا به شدت قلبم تپش پيدا مي كنه از ترس اينكه مبادا دندونمو بدون بي حسي پر كنه به دروغ گفتم نه!و بعد از اينكه دكتر آمپول بي حسي رو به دندونم زد حالم به شدت بد شدو قلبم شروع كرد به زدن ولي به تنها چيزي كه در اون لحظه فكر ميكردم اين بود كه چفدر از اين كه الان جلوي دكتر بميرم يا حالم به هم بخوره خجالت ميكشم!!وقتي دكتر شروع به كار كرد دهنمو تا اونجايي كه امكان داشت باز كردم تا دكتر فضاي كافي براي كار داشته باشه ولي با اين حال مدام به فكم فشار مياورد طوري كه احساس مي كردم الانه كه آرواره هام از هم جدا بشن!اون ساكشن لعنتي هم كه بالاخره نفهميدم براي چي توي دهن آدم ميذارن باعث ميشد آب دهنم بيش از حد ترشح بشه به طوري كه ندونم باهاش چي كار كنم.هر از گاهي هدايتش ميكردم به طرف امن تر دهنم چون ميترسيدم به خاطر اينكه لب و دهنم بي حس بود از سمت ديگه ي دهنم سرازير بشه و آبروم پيش دكتر بره!البته دكتر هر از گاهي تعارف ميزد كه تف كن ولي من روم نمي شد جلوي چشماي دكتر تف كنم و به هر ترتيبي بود با بدبختي آب دهنمو قورت مي دادم و مي شه گفت مدام در حال قورت دادن بودم!و اون چرخ نفرين شده ي تهوع آور...!واي كه وقتي به دندونت مي خوره همچين لجت از دست دكتر در مياد كه دلت مي خواد گلوشو فشار بدي!ياد وقتايي افتادم كه توي دانشگاه وقت نهار كه ميشد بچه ها پيشنهاد مي دادن:بريم دندون غذا بخوريم؟؟(منظورشون بوفه ي دانشكده ي دندان پزشكي بود!!) ولي من هيچ وقت نمي تو نم توي دندون چيزي بخورم،احساس مي كنم همه چيز مزه ي مواد دندون پزشكي و دندون و پانسمان ميده!خلاصه به هر ترتيبي بود اون روز دندونم پر شد و من كه تازه بعد از اينكه كار دكتر تموم شده بود لب و دهنم بي حس شده بود با حال خراب برگشتم خونه و قول پوچي به خودم دادم كه ديگه از اين به بعد زودتر به دندون پزشكي سر بزنم ولي به قول روزولت:پيمان ها براي گسسته شدن بسته ميشوند،به خصوص پيمان هايي از قبيل زود به زود به دندون پزشكي رفتن و درس خوندن از اول ترم و رژيم گرفتن و ...!مگه نه!؟؟